بوسه‌

 

 

وقتی‌ تو می‌گویی همه چیز عشق می‌ورزد

 

من می‌‌افزایم ،حتا پا با جادّه و ضربه با طبل

 

حتا انگشت با انگشتر

 

حتا قافیه و شعر

 

حتا با د با موج و نگاه با افق ،

 

خنده با لب ، ترکه با چاقو

 

تن‌ با بستر،

 

و سندان در زیر چکش

 

حتا نخ با پارچه‌

 

زمین با کرم

 

عمارت با ستاره خورشید با دریا

 

همچون گًل و چون درخت

 

حتا کتیبه با سنگ گور و یاد با گذشته

 

ذره با اتم ، گرما و حرکت

 

یکی‌ از این دو با بخش دیگر

 

یکباره نابود میشود

 

حتا حلقه یی با زنجیرش ، چون از آن بگسلد

 

همه چیز ، جز کینه

 

و دلی که او تباهش کرده است

 

آری ، همه چیز در زیر پر عشق

 

چنانکه گویی در کاخ خویش است عشق می‌ورزد

 

حتا برج‌های قلعه ، با رگبا ر گلوله

 

ضربه ناخن روی چوب خشک میز

 

بالاخره ، همه چیز جهان

 

جز گونه و سیلی

/ 0 نظر / 13 بازدید