صدای تو از سایه سوی نیستان می‌آید


و گل می‌دهد در هیاهوی باران


صدایت

 

یکی نرگس نوشکفته است

که از پشت رگبار می‌ایستد روبه‌روی نگاهم

***

تو می‌گویی و لاله می‌روید از سنگ

تو می‌گویی و غنچه می‌جوشد از چوب

تو می‌گویی و تازه می‌روید از خشک

تو می‌گویی و زنده می‌خیزد از مرگ

***

صدای تو از سایه سار نیستان می‌آید

و گل می‌دهد از گلِ زخمی بعدِ رگبار

و در آب می‌ایستد روبه‌روی نگاهم

صدای تو می‌بارد و... زنده‌ام می‌کند.

منوچهر آتشی

 

/ 0 نظر / 8 بازدید